بررسی رابطه زبان و جنسیت در زبان کردی
مقدمه :
فرهنگ از طریق یک نظام نمادین که زبانش می خوانیم ،انتقال می یابد . گرچه انسانها تنها جانورانی اند که یک زبان کاملا تحول یافته را به کار می برند ،اما تنها آنها نیستند که از نوعی نظام ارتباطی استفاده می کنند . همه جانوران با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و در این ارتباط از فریادها ،صدا زدنها ،اداها و انواع تراواشهای شیمایی سود می جویند . یک چنین وسایل ارتباطی را معمولا عوامل ژنتیکی تعیین می کند و از همین روی از زبان های انسانی اعطاف ناپذیرترند .
زبان انسانی کیفیتی اختیاری دارد ،یعنی معانی واژه ها یش را می توان تغییر داد و با ترکیب و تعدیل آنها می توان معانی تازه ای آفرید و شاید از همه مهمتر آنکه واژه های زبان انسان را می توان به گونه ای به کار برد که بر چیزهایی که هم اکنون وجود ندارند دلالت کند؛ یعنی رویدادهای گذشته و اینده ، کیفیتهای انتزاعی و پدیده های یکسره ذهنی را بازنمایند . بدین سان ، زبان انسانها را قادر می سازد تا این پیام را انتقال دهند که اگر چنین و چنان چیزی اتفاق افتد چه باید بکنند ،تجارب شخصی شان را در قالب مقولات انتزاعی سازمان دهند ( برای مثال یک موقعیت را به عنوان یک موقعیت خجسته و تجربه دیگری را به عنوان یک نشانه شوم در نظر بکیرند ) و اندیشه هایی را را بیان دارند که پیشتر هرگز سخنی از آن گفته نشده است . اخلاق ، دین ، ادبیات ، علم ، تکنولوژی و دیگر حوزه های گوناگون دانش ، همگی به این نوع وسیله ارتباطی سطح بالا بستگی دارند . پس می توان گفت که دانش فرهنگی نه تنها از طریق زبان انتقال می یابد ، بلکه تا اندازه ای با زبان خلق می شود .
طرح مسئله :
یکی از مسائلی که اخیرا مورد توجه انسانشناسان زبان قرار گرفته است ، استفاده از زبان به طرق گوناگون در بین مرد و زن است . این دانشمندان از خود می پرسند آیا در تعامل های گفتاری ، زنها روش خاص خود و مردها نیز روش ویژه خویش را دارند ؟ آیا زبان در رابطه با دو جنس کارکردهای متفاوتی پیدا می کند ؟ و آیا نحوه استفاده از زبان نشانگر موقعیت خاص زنان و مردان در جامعه است ؟و اگر واقعا این موضوع صحت داشته باشد این گوناگونی زبانی منتج از ه شرایطی است و در چه مواردی خود را نشان می دهد .
وقتی انسان شروع به مطالعه ادبیات مربوط به جنسیت و زبان می کند متوجه می شود که در بعضی از زبانها مسئله جنست به نحوی لحاظ شده است . به عنوان مثال در زبان انگلیسی از واژگان man و mankind استفاده شده تا نژاد انسانی را توصیف کند و یا از ضمیر he به عنوان ضمیر عام برای مورد خطاب قرار دادن هر دو جنس استفاده می شود . مثل، would do that no person in his right mind اکنون در جوامع انگلیس زبان مشاغلی به زنان اختصاص دارد که با عناوینی مردانه مشخص می شود . مثل ، policeman و غیره .
در بسیاری از جوامع امروزی اصطلاحات مربوط به برخی از حوزه ها مردانه ( مثل فلزکاری ، مکانیکی و ...) و اصطلاحات مربوط به بعضی از حوزه های دیگر( مانند اشپزی ، خیاطی ، ارایشگری و ...) زنانه به نظر می رسند . این امر موجب پیدایش تفاوتهای زبانی معینی میان زنان و مردان گردیده است . بنایراین با آنکه جنسیت در اصل جنبه بیولوژیکی دارد اما از انجا که مردان و زنان در جامعه نقشهای اجتماعی کاملا یکسانی بر عهده ندارند ، جنسیت را نیز یک عامل اجتماعی به حساب می آورند .
در هر جامعه زنان ومردان عادات، حرکات ورفتارهای اجتماعی خاص خود را دارنند، به عنوان مثال شیوه راه رفتن و خندیده دو جنس به نحو کم وبیش آشکاری با هم متفاوت است . این نوع تفاوتها ممکن است در حالت عادی چندان جلب توجه نکنند اما ارتباط انها با جنسیت هنگامی اشکار می شود که مثلا مردی به شیوه زنان راه برود یا زنی به مانند مردان بخندد.
در رفتار زبانی دو جنس نیز تفاوتهای قابل ملاحظه ای وجود دارد ،به طور کلی می توان گفت که در هر جامعه زبانی مردان و زنان اصطلاحات خاص و گاه گرایشهای ویژه خود را کاربرد الگوها و ویژگی های دستوری و آوائی دارنند .
شیوه بررسی ( روش تحقیق) :
در مقاله حاضر بخشی از اطلاعات با استفاده از روش میدانی گردآوری شده است . برای گردآوری این اطلاعات از تکنیکهایی چون مشاهده و مصاحبه باز استفاده گرديد . با توجه به اینکه نگارنده خود کرد می باشد و به میدان تحقیق دسترسی داشته است تا انجایی که توانسته ، اطلاعات را از طریق مشاهده بدست آورده است و در مورد یکی از گویشهای زبان کردی ، یعنی گویش هورامی تنها اطلاعات را از طریق مصاحبه باز با تعدادی از افراد این گویش که به آنها دسترسی داشته است، فراهم آورده است .
اهداف تحقیق :
به طور کلی اهداف این مقاله به دو دسته تقسیم می شود : یکی اهداف کلی و دیگری اهداف جزئی .
اهداف کلی همان بررسی رابطه زبان و جنسیت در زبان کردی می باشد . و در اهداف جزئی ما به دنبال پاسخگویی به سوالاتی مانند : تفاوت زبانی میان مردان و زنان در چه زمینه ای است ؟ آیا این تفاوت در واژه ها یا اصطلاحات خلاصه می شود یا جنبه های دیگری مثل جنس دستوری ؟ و در نهایت نظریاتی مختلفی را که در ارتباط با تفاوتهای زبانی میان زنان ومردان وجود دارد، مطرح می کنیم .
نظریات مرتبط با تفاوتهای زبان میان زنان و مردان :
در حالی که عده ای از دیالکتولوجیستهای آمریکایی معتقدند که زنان با به کارگیری زبان استاندارد در صحبت هایشان به دنبال به دست آوردن منزلت هستند، خانم رابین لاکف یکی از طرفداران نظریه تفاوت،مخالف عقیده فوق الذکراست. او می گوید زنها از زبانی استفاده می کنند که نشانگر و تقویت کننده منزلت فرودست انها در جامعه است. یک مرد کارگر برخاسته از طبقات زیرین جامعه با به کارگیری حفظ گفتار خشن و پالایش نشده و غیر استاندارد خود در حالی که کمتر تحت تاثیر عوامل زبان وجهه دارتر است بهتر می تواند اتحاد و انسجام خود را با هم گروهیهایش حفظ کند. اگر چنین فردی گفتار خودش را عوض کند در واقع هنجارهای غالب را در جامعه خود عوض کرده و دیگر نمی تواند مقبول هم قطارانش واقع شود.
زنها به دنبال ایجاد توافق ووفاق هستند،یا بهتر بگوییم انان با قبول کردن فرودستی خود در جامعه لب به سخن می گشایند و یا سیاستهای مخفی شدن در لوای کلمات یا روشهای گفتاری خاص حرف خود را می زنند . یکی از این روشها صدای کش دار و بچه گانه است که این نوع حالات به صحبت ها می تواند :
1.حالت مودبانه بدهد.
2.باعث تسهیل صحبت شود .
3.توجه و ملاحظه را برساند.
لاکف معتقد است که دلیل تفاوت گفتاری زنها و مردها بیشتر در حیطه فرهنگ است تا در حیطه زبانشناسی، و تفاوت گفتاری آنها انعکاس دهنده ی روابط فرهنگی ما می باشد. فرهنگی که در آن سطح انتظارات از یک زن از سطح انتظارات از یک مرد متفاوت است و از آنها انتظار می رود که در رفتارهای گوناگون داشته باشند. حتی در جوامعی که نقشهای زن و مرد چندان از یکدیگر دور نیست. مثل جوامع صنعتی باز تفاوتهای در گفتار موجود است. اکثر این تفاوتها بنابر منزلت مرد و زن در جامعه قابل تبیین است . مردان برای کسب یا حفظ پایگاه اجتماعی در صحبت شرکت می کنند و در جامعه از قدرت بیشتری بهره مند هستند و انعکاس این قدرت در صحبت هایشان به صورت تاکید و اطمینان است. زنان برای ایجاد ارتباط و افزایش روابط صمیمانه احتمالا به منظور به حده اقل رساندن تضاد و یا درگیری و یا رودربایستی قرار دادن طرف صحبت در گفت و گو شرکت می کنند.
گروهی دیگر این تفاوت ها را نتیجه برخورد و آمیزش زبان های مختلف دانسته اندکه به سبب برخوردهای نظامی،فرهنگی و ... حاصل می گردد. در موارد ممکن است یکی از دو گروه بیشتر از دیگری در معرض این برخوردها قرار بگیرد و یا از نتایج این این گونه برخوردها بیشتر تاثیر پذیرد.درچنین حالتهای ممکن است برخوردهای زبانی به عنوان عاملی تعیین کننده در پیدایش تفاوتهای زبانی میان زنان و مردان مورد توجه قرار بگیرد.
درنهایت زبانشناسانی مانند( یسپرسن) پدیده تابو راعامل تعین کننده ای در پیدایش تفاوتهای زبانی میان مردان وزنان دانسته اند.وی متذکر می شود که موقعی مردان کارائیبی روانه جنگ می شدند،واژه های را که صرفا افراد مذکر بالغ مجاز به استفاده از آنها بودند، بکار می بردندو معتقد بودند که اگر زنان و یا پسران نابالغ این واژه ها را به زبان بیاورند،بدشگونی به همراه دارد. بنابرین شاید تابو تاثیر نیرومندی در رشد واژه های جدگانه بر حسب جنسیت بطور اعم، داشته باشد. اگر تابو با اشیاء و یا فعالیتهای چنان تداعی یابد که مثلا زنان مجاز به استفاده از اسامی اصلی انها نباشند،در این صورت احتمال دارد اسامی جدیدی به جای آنها بکار رود که در نتیجه به تفکیک جنسی واژه ها منجر می شود.
زبان ، جنسيت و جنس دستوری :
احتمالا یکی از مشخص ترین مرزهای اجتماعی،مرزی است که بین زنان و مردان وجود دارد و این مرز به شدت در گفتار تجلی میابد. در بعضی از زبانها این اختلاف به حدی زیاد است که زنان ومردان عملا از واژه های متفاوت،تلفظ های متفاوت و یا صورتهای دستوری متفاوتی استفاده می کنند. این مسئله در زبان ژاپنی که در آن واژه های متفاوتی برای کاربرد زنان ومردان وجود دارد دیده می شود.
در« کوآساتی » زبان رایج در « لوئیزیانا » ،پایانه بسیاری از واژه ها برای کاربرد زنان و مردان متفاوت است و به عنوان مثال واژه ای به مفهوم « آن را بلند کن »، در گفتار زنان lakawhol و در گفتار مردان lakawhos .
اگر نگاهی به زبان کردی به خصوص به گویش اورامی که مربوط به قسمتهای که شامل مناطق پاوه، کامیاران،مریوان و بخشهای از کشور عراق است و به دو بخش « اورامان لهون » و « اورامان ژاورۆ» تقسیم می شود، بیندازیم ؛ می بینیم که گویش مردم این مناطق نسبت به مناطق دیگر کرد زبان از ویژگی و حساسیت های به خصوصی برخوردار است. یکی از نکات جالب توجه در این گویش تمایزی است که گوینده در صحبت هایش متناسب با هر جنسی افعال وکلمات خاصی را کار می برد. به زبان ساده تر افعال بکار رفته برای جنس مونث نسبت به جنس مذکر از جانب شخصی که آن افعال را بکار می برد متفاوت است. برای روشن تر شدن قضیه در زیر چند مثال ذکر می شود :
« شیرین ئامه ینێ » ( Širin ameine ) یعنی شیرین آمد.
« فه رهاد ئاما » (færhad ama ) یعنی فرهاد آمد.
« شیرین لۆینێ » (Širin leveine ) یعنی شیرین رفت.
« فه رهاد لۆا » (fæhad leva ) یعنی فرهاد رفت.
« شیرین وه شه بی » (Širin væŠæbi ) یعنی شیرین حالت خوب است.
« فه رهاد وه شه نی » (fæhad væŠæni ) یعنی فرهاد حالت خوب است.
مثال هاي که ذکر شد مربوط به تمايز زباني است که در ميان مردان و زنان گويش اورامي مي باشد، اين تمايزها بيشتر جنبه دستوري دارند· نکته ديگري که به آن بايد اشاره کرد اين است که در گويش مذکور براي جمع بستن (اشياء، ميوه جات ، وغيره ) از کلماتي استفاده مي شود که در رابطه با جنس مونث بکار مي رود·ولي در مورد صيغه هاي مفرد بعضي ازاشياء را به شيوه مونث و بعضي ديگر را به صورت مذکر به کار مي برند·لازم به يادآوري است که تفاوتهاي زباني که در ارتباط با گويش اورامي ذکر شد، در بين ساير گويش هاي زبان کردي وجود ندارد·
دراين مقاله ما از اين يک گام فراتر مي رويم و به اصطلاح هاي که مخصوص زنان و اصطلاح هاي که مخصوص مردان است و همچنين به رفتار غير گفتاري که متناسب با هر دو جنس مي باشد، نيز اشاره میکنیم:
1. یکی از این اصطلاحات ، اصطلاح « هه یرۆکه نی» ( hæru kæni ) است. این اصطلاح زمانی بکار می رود که جنس مونث با موقعیت تعجب برانگیزی روبرو می شود و هنگامی که جنس مونث دیگري را مورد خطاب قرار می دهد، این اصطلاح را به زبان می آورد. چیزی که در اینجا باید به آن توجه اشاره شود، حالاتی است که با گفتن این اصطلاح در فرد بروز می کند . این حالات از فرط تعجب زیاد ایجاد می شوند. در این حالت زن با مشت به سینه خود می کوبد و اصطلاح «« هه یرۆکه نی » را به زبان می آورد. این اصطلاح را فقط جنس مونث به کار می برد و اگر چنین موقعیتی پیش بیاید و مخاطب جنس مونث، جنس مذکر باشد در چنین حالتی از این اصطلاح استفاده نمی شود و اگر ان را بکار ببرد،مرد چهره خوشایندی نشان نمی دهد و دلیل این امر می تواند ناشی از این باشد که مرد می خواهد از قرار گرفتن در موقعیت جنس مونث پرهیز کند.
2. صحبت درباره شوهر در بحث های گروهی زنان کرد طوری است که آنها از به زبان آوردن نام شوهرشان اجتناب می کنند و برای اشاره به آن از واژه های « ئه و » (æou ) و یا « پیاگه » ( piyagæ ) استفاده می کنند که معادل واژه های فلانی و شوهرمان می باشند. لازم به ذکر است که کاربرد اصطلاحات مذکور در بین نسلهای جدید از بین رفته است و در بین نسلهای قدیمی تر به وضوح دیده می شود.
3. زنها از کلماتی که در آنها نوعی همدردی وجود دارد مانند « اوی خدا بێکشیده م و یا خدا نیلێده م » ( evei xoda bekošedæm -æm ( xoda neiledاستفاده می کنند که معادل آنها خدا مرگم بده و خدا منو زنده نذاره می باشد.در مقابل مردان هيچ وقت از اين اصطلاحات استفاده نمي كنند.
4. بسیاری از زنان کرد ( به خصوص زنانی که شیعه هستند ) برای تاکید بر نظرات و گفته های خود به حضرت فاطمه و یا به قرآن قسم می خورند، در حالی که مردان بیشر از واژگانی همچون « و مولا »، « خدا وکیلی »، « مردانه »، و « شرافتا » استفاده می کنند.
5. در زبان کردی اصطلاح « بیوه» فقط برای زن بکار می رود و به زنی که به هر دلیلی شوهرش را از دست داده است، « بی وه ژن » ( bivæžen ) می گویند. ولی این اصطلاح برای مرد زن مرده کاربری ندارد و به مردی که زنش را از دست داده است « بی ژن» ( bižen ) می گویند.
6. یکی دیگر از مواردی که زمینه تفاوت های زبانی زنان و مردان کرد را نشان می دهد، این است که مردها و زنان همراه با رفتارهای گفتاری شان، رفتار غیر گفتاری خاصی ( مثل حرکات دست، صورت و ...) برای ادای منظور خود استفاده می کنند و معمولا مردها در هر موقعیتی که قرار بگیرند به صحبت می نشینند و از نقطه نظر مردها، زن خوب کسی است که در حضور شوهرش ساکت باشد و در مجامعی که مردها حضور دارنند، زنها باید با صدای آهسته و بسیار ضعیف ( در حد پچ پچ ) صحبت کنند. البته این امر در نسل جدید تا حدود زیادی کم رنگ شده است.
7. معمولا موضوع صحبت در بین زنان بیشتر مربوط به مسائل زندگی، خانه وخانواده و فرزندان می باشد، در حالی که مردها بیشتر درباره موضوعاتی چون کار و ورزش و مسائل سیاسی روز و... صحبت می کنند.
8. مورد آخری که باید به آن اشاره شود این است که معمولا در بحث های که در بین مردها صورت می گیرد، احتمال چالش و درگیری بیشتر است تا در مورد بحثهای که در بین زنها انجام می گیرد. به عبارتی دیگر در صحبتهای مردها نوعی رقابت وجود دارد، در حالی که در بین زنها با نوعی حس همدردی همراه است.
نتیجه گیری :
شاخص ترین ویژگی نوع بشر، زبان است. بدون زبان رهنگ امکان ناپذیر است. زبان به ما اجازه می دهد تا از هوش، گنجایش های عاطفی و حتی تجهیزات جسمانی مان بیشترین استفاده را ببریم. نوع ما بدون زبان نمی توانسته است خود را با سختی های مسافرت به دورترین نقاط جهان تطبیق دهد. توانایی برقراری ارتباط از طریق زبان ، همه جنبه های زندگی از خویشاوندی،سیاست،مذهب و زندگی گرفته تا علم و تکنولوژی و علم را تحت تاثیر خود دارد.
از آنجا که داده های مردم شناسی، داده های زنده و قابل مشاهده هستند که براساس واقعیت موجود در میدان تحقیق فراهم می گردند و برای به دست آوردن آنها محقق باید به میدان تحقیق رفته و به مشاهده منظم داده ها و رویدادها بپردازد،بنابرین چیزی که در اینجا باید بدان توجه نمود، مسئله زبان مردم مورد تحقیق می باشد. اگر محقق بخواهد اطلاعات مطمئن و قابل اعتمادی را جمع آوری کند باید زبان مردم مورد تحقیق را فرا بگیرد. باید توجه داشت که هر زبان دارای پیچیدگی ها و ویژگیهای خاص خود می باشد. یکی از ویژگیهای که در اینجا هم مورد توجه ما بود،مسئله تفاوتهای زبانی بین دو جنس می باشد که این امر میتواند ناشی از عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و... باشد که تا حدود زیادی ساخت کاربرد زبان را نشان می دهد. بنابرین اگر محقق بخواهد جامعه مورد مطالعه را بطور کاملی مورد بررسی قرار دهد، می بایست به جزئیات و ویژگی های زبان مردم مورد اگاهی پیدا کند.
از مقاله حاضر که رلبطه زبان و جنسیت را در زبان کردی مورد برسی قرار داد، می توان نتایجی چند به شرح ذیل گرفت:
- در گویش اورامی تفاوت زبانی میان دو جنس تنها، در کاربرد برخی افعال، کلمات و اشیاء از سوی گوینده می باشد. و نمی توان نتیجه بگیریم که مردان و زنانی که به این گویش تکلم می کنند به زبانهای متفاوتی سخن می گویند، بلکه آنها به گونه های متفاوتی از یک زبان واحد تکلم می کنند. تفاوت زبانی بین آنها صرفا شامل کاربرد کلمات و افعال توسط گوینده است که وقتی هر کدام از دو جنس را مورد خطاب قرار می دهد، افعال متناسب با آنها را بکار می برد.
- تکلم زنها و مردها از جهت آواشناسی،برخی افعال و اصطلاحات ، همراه با رفتار غیر گفتاری با یکدیگر تفاوت دارد . کاربرد واژه های تحکم آمیز از سوی مردها ، قدرت و حضور سنتی و عمومی آنها را منعکس می سازد.
مشاهده می شود که تفاوتهای زبانی میان زنان و مردان رو به کاهش استو دلایلی که می توان برای آن ذکر کرد این است که ؛اولا نقش های جنسی به سرعت در حال دگرگونی هستند، دوما وسایل ارتباطی تاثیر زیادی در این مورد برجای گذاشته اند و در نهایت بالا رفتن سطح سواد و تحصیلات یکی دیگر از عواملی می باشد که می تواند باعث کم رنگ تر شدنتفاوتهای زبانی بین زنان و مردان گردد.
فهرست منابع :
1. نرسیسیانس،امیلیا،مردم شناسی جنسیت،تهران،افکار،1383
2.ترسک،رابرت لارنس،مقدمات زبان شناسی،ترجمه فریاراخلاقی،تهران، نشر نی،1380
3.کتاک،کنراد،انسانشناسی،ترجمه محسن ثلاثی، نشرعلمی،1386
4. بیتس،دانیل – پلاگ،فرد،انسانشناسی فرهنگی،مترجم محسن ثلاثی،نشر علمی،1375
